احوال متغیر
-
تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 18:30
همه چیز در این جهان مدام در حال تغییر است، آب و هوا، گیان، جانوران، طبیعت، فصل ها و ...حال دل آدمها نیز از این قاعده مستثنی نیست و حال دل من هم از آن!خدا را شکر که حالم در غم باقی نمی ماند و تغییر می کند...ای کاش دوباره و خیلی زود، چشمه ی خروشان شادی از اعماق قلبم بجوشد و با نمایش رقصی موزون و هماهن...
تند تند می نویسم ...
-
تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 18:30
شعر میسرایم برایتان، بازی میکنیم، نقاشی میکشید، نمایش می دهید، مسابقه میگذاریم تا قواعد پیچیده ای که در حال حاضر معلوم نیست در کجای زندگیتان به کار خواهد آمد را با شیرینی و لذت و سادگی بیشتری فرابگیرید. شاید برای برخی تان کارآیی های خیلی خوبی به همراه داشته باشد.سعی میکنم در خلال این ساعتهای تدریس،...
توحید
-
تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 18:30
مجری همایش دقایقی پیش این ابیات را خواند؛ بسیار به دلم نشست. ثبت میکنم که علاوه بر اشتراک با دوستان بماند برایم به یادگار:جان حیوانی ندارد اتّحادتو مجو این اتّحاد از روح ِ بادمؤمنان معدود لیک ایمان یکی جسمشان معدود، لیکن جان یکیجان ِ گرگان و سگان از هم جداست متّحد جانهای شیران خداستهمچو آن یک نور خو...
احساس «بی نیازی»
-
تاریخ: 1403/5/11 ساعت: 15:41
جالب و بسیار عجیب است تغییر و تحولات اخیر درونی ام که در جهت صلح درونی رخ می دهند؛ در جهت آرامشی عمیق، باطنی، شخصی و کاملا غیر وابسته به دیگران! به دور از عطش و احساس نیاز به برقراری ارتباط با سایرین! متکی به خود و بسیار کافی!گویا فصل جدیدی در حال آغاز است... Adblock test (Why?)
خودم بودن
-
تاریخ: 1403/4/16 ساعت: 19:29
به من میگوید: «چه خوب شد از خر شیطون اومدی پایین! چقققدر برام عزیز و با ارزشی! چقققدر تو را دوست دارم، چقققدر تو به من حس خوب میدهی! ....»ظاهراً از نظرش اگر بخواهم خودم باشم، حرف واقعی دلم را بزنم و کارهایی که میخواهم را انجام دهم، سوار خر شیطان هستم!از دید او، فقط زمانهایی که با شادی و آرامش، مطابق...
باشد که بنویسم
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 18:55
دوست دارم وقایع دو هفته ی اخیر را بنویسم
بحران چهل سالگی یا «نوجوانی دوم» ۱
-
تاریخ: 1402/12/21 ساعت: 15:38
امروز با پدرم حرف می زدم و از بحران چهل سالگی برایش میگفتم. جالب بود که فهمیدم او هم بیست سال پیش، همین حالات پر فشار روحی را تجربه کرده است. گفت تقریباً از سی و هشت تا چهل و سه سالگی درگیر بوده ولی به مرور زمان مسائل درونی اش حل و فصل شده و کم کم به رضایت درونی رسیده است. در اوج نارضایتیهایش از خان...
بحران چهل سالگی یا «نوجوانی دوم» ۲
-
تاریخ: 1402/12/21 ساعت: 15:38
میگویند کسانی که خودشان نبوده اند بیشتر دچار این بحران می شوند. شاید از کودکی هر زمان که بر خواسته های واقعیِ خود پافشاری می کردم توسط اطرافیان سرکوب شده ام که چشم باز کرده و دیدم رضایت دیگران برایم بسیار مهم شده است؛ در واقع تا زمانی که رفتارم خوشایند خانواده و مطابق با عرف جامعه بود، تشویق و توجه ...
مهارت کلامی ۳
-
تاریخ: 1402/12/11 ساعت: 14:24
همانطور که گفتم توانایی گفتاری من چندان قوی نبود و چنگی به دل نمی زد. مخصوصاً در چیدن زیبای کلمات و جملات کنار هم، بی وقفه صحبت کردن، به نتیجه رساندن موضوع و تفهیم به طرف مقابل، هیجان زده نشدن هنگام صحبت و ...گذشت و گذشت تا دختری جوان شدم و طبق رسم روزگار خواستگارانی آمدند و رفتند تا اینکه من به یکی...
از مهر پروردگارت ناامید نشو!
-
تاریخ: 1402/12/11 ساعت: 14:24
یکی دو ساعت پیش کم آوردم، بد هم کم آوردم. در مورد مسئله ای که سالیان سال حلش را خواسته ام و نشده، به نقطه ی ناامیدی مطلق نزدیک شدم؛ بی آنکه اطرافیان متوجه شوند هق هق گریستم. با تمام وجود و از عمق جان از زنده بودن و زندگی کردن استعفا دادم...اما ناگهان مفهوم این آیه در ذهنم پیچید که : «از رحمت و مهربا...
«وبلاگ شیرین»
-
تاریخ: 1402/12/11 ساعت: 14:24
تعداد محدودی از وبلاگ هایی که از منظر خاصی برایم جالب هستند را در لیست دوستان قرار داده ام تا از بروز شدن مطالبشان مطلع شوم. یکی از آن وبلاگها که حس خوبی به من میدهد این است:http://jazb2023.blogfa.com/post/127وبلاگ شیرین وبلاگی ست که دیدگاهِ پاک، ساده و سپاسگزاری با دقت و منظمش حالم را خوش میکند. هر...
مهارت کلامی ۱
-
تاریخ: 1402/11/17 ساعت: 13:57
شاید این نوشته را رمزدارش کنم تا بتوانم هر چه در این ذهن آشفته دارم بی پروا به شکل واژه های پارسی در بیاورم. مینویسم تا آخرش ببینم به کجا می رسد و آیا نیاز به رمز می شود یا نه!من اهل ادبی نوشتن نیستم و همین حالا هم با زحمت بسیار دارم این طور ادیبانه می نویسم و علتش را خوب می دانم. من در محیط فرهیخته...
نوشته ای در جهت شفای کودک درون
-
تاریخ: 1402/11/17 ساعت: 13:57
چه عالی که هنوز کودک درونم زنده ست و اجازه ندادم که بمیرد و از بین برود. خوشحالم و خدا را هزاران بار شکر که باورهای غلط نتوانستند آن نور درونم را به کلی خاموش کنند. اگرچه این نور زیبا گهگاه ضعیف و کم سو شده اما با اندک جرقه ای دوباره درخشان و همانند سابق پرشور و حرارت می گردد.کودک زیبای درون من، روح...
مهارت کلامی ۲
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 12:23
یکی از آسیبهایی که مهارت کلامی پایین برایم به ارمغان آورد قبول خواسته های جمیع خلق الله بود.«نه گفتن» به درخواست های دیگران برای من معنایی نداشت. همیشه به همه جواب مثبت می دادم و این موافقت نه از سر رضایت بلکه به علت کم بودن دایره ی واژگان و جملات بود. در واقع نمیدانستم وقتی اطرافیان از من چیزی میخو...
«رابطه»
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 12:23
ارتباط انسانی یعنی ربط و پیوستگی داشتنِ یک نفر با یک یا چند آدم دیگر .ارتباط را از راه های مختلفی میتوان برقرار کرد مثل ارتباط قلبی، ارتباط چشمی، ارتباط کلامی، لمسی، نوشتاری و یا راه های دیگر.حالا سوال من این است که چه چیز باعث میشود که این احساس نیاز به برقراری ارتباط، ناگهان در کسی اوج میگیرد ؟؟!!...
«شفای کودک درون»
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 12:23
چه عالیست که هنوز کودک درونم زنده ست و اجازه ندادم که بمیرد و از بین برود. خوشحالم و خدارا هزاران بار شکر میکنم که باورهای غلط نتوانستند آن نور درونم را به کلی خاموش کنند. وگرچه این نور زیبا گهگاه ضعیف و کم سو شده اما با اندک جرقه ای دوباره درخشان و همانند سابق پرشور و حرارت می گردد.کودک زیبای درون ...
«معلم عاشق»
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 4:08
چقدر تدریس را دوست دارم. کاری که در گذشته فکر میکردم از آن متنفرم و حوصله ام را سر می برد، این روزها تقریباً تنها کاریست که مرا به خلسه ای لذت بخش می برد.ساعت هایی که میان دانش آموزانِ پر شور و نشاطم هستم گویی که زمان برایم متوقف شده است. از هر چیز و هر کسی دیگر فارغم؛ فقط من هستم و همان نوجوانانِ پ...
«فعلاً بدون رمز ۱»
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 4:08
شاید این نوشته را رمزدارش کنم تا بتوانم هر چه در این ذهن آشفته دارم بی پروا به شکل واژه های پارسی در بیاورم. مینویسم تا آخرش ببینم به کجا می رسد و آیا نیاز به رمز می شود یا نه!من اهل ادبی نوشتن نیستم و همین حالا هم با زحمت بسیار دارم این طور ادیبانه می نویسم و علتش را خوب می دانم. من در محیط فرهیخته...
«فعلا بدون رمز۲»
-
تاریخ: 1402/9/16 ساعت: 4:08
مهارت کلامی پایین آسیبهای زیادی در زندگی به من زد. همیشه کلی حرف در ذهن داشتم اما در همان لحظه واژه ی مناسب و جمله بندی قشنگ پیدا نمی کردم. به همین خاطر ترجیح می دادم ساکت باشم و بیشتر نگاه کنم. حتی زیاد گوش هم نمی دادم چون توانایی ام در پردازش شنیداری و درک حرفهای دیگران نیز چندان قوی نبود.بیشتر نگ...
اولین تکنیک رسیدن به رهایی و زیستن در زمان حال
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 17:05
برای رها زیستن باید بتوانید سفرهای ذهنیتان به گذشته و آینده را محدود کرده و آگاهیتان را به لحظه حال بکشانید... در هر زمانی می توانید این تمرین را انجام دهید؛ همه افکارتان را آگاهانه متوقف کنید، ببینید به چه چیزی می اندیشیدید؟ احتمالا به چیزی در گذشته یا آینده ... اکنون انگار که گلی خوشبو را می بویید...