یکی دو ساعت پیش کم آوردم، بد هم کم آوردم. در مورد مسئله ای که سالیان سال حلش را خواسته ام و نشده، به نقطه ی 1ی مطلق نزدیک شدم؛ بی آنکه اطرافیان متوجه شوند هق هق گریستم. با تمام وجود و از عمق جان از زنده بودن و زندگی کردن استعفا دادم...اما ناگهان مفهوم این آیه در ذهنم پیچید که : «از رحمت و مهربانی خدا ناامید نشوید»
توانستم خودم را جمع و جور کرده و ادامه دهم...
بعد آمدم به وبلاگ سری بزنم و حال و هوایم را عوض کنم که همان ابتدای لیستِ بروز شده شده ها، مقاله ای خواندم با عنوان ایمان و تاب آوری که جملاتش برایم راهگشا بود. تصمیم گرفتم مهمترهایش را به صورت شخصی سازی شده اینجا بنویسم که هم خودم یادم نرود و هم شاید به درد خوانندگان و دوستانم بخورد:
- «وقتی تاب آوریِ طبیعی که در کودکی داشتیم نمی تواند فشار را تحمل کند، باعث می شود که ضربه روحی را تجربه کنیم و احساس درماندگی و بی ارزشی کنیم»
- «در حالی که تاب آوریِ طبیعی در همه ی ما وجود دارد، بزرگسالان باید تاب آوریِ انطباقی را پرورش دهند و در جایی که وجود ندارد، آموزش های لازم برای بازیابی آن را بیاموزند.»
- «افرادِ تاب آور این توانایی را دارند که در مواجهه با شرایط سخت پیشروی کنند»
- «ایمان و امید عناصر حیاتی تاب آوری هستند»
برچسب:
نویسنده: نرگس فراهانی